جمعه ۲۶ اردیبهشت ۰۴ ۱۷:۱۵
من آناهیتا برزگر هستم، دستیار دندانپزشک در کلینیک اپکس. امروز یه روز شلوغ و پرکار مثل همیشه بود، اما یه اتفاق خیلی خاص باعث شد لبخند تا آخر شب از لبم جدا نشه.
یکی از مراجعهکنندههای قدیمیمون، خانمی که چند سال پیش برای اولین بار به اپکس اومده بود، امروز برای ادامه درمانش مراجعه کرد. بعد از اینکه کارش تموم شد، با لبخند اومد سراغم، ازم تشکر کرد و یه هدیه کوچیک بهم داد. چیزی که گفت بیشتر از هر چیزی دلمو شاد کرد. گفت: "من همیشه از دندانپزشکی میترسیدم، ولی همون روز اول که اومدم اپکس، تو باهام انقدر گرم و آروم صحبت کردی که ترسم ریخت... از اون روز به بعد، این کلینیک رو با تو میشناسم."
شنیدن این حرف از زبون کسی که قبلاً حتی فکر رفتن به دندونپزشکی براش استرسزا بوده، واقعاً برای من یه افتخار بود. توی کلینیکی مثل اپکس، که هم تخصص در بالاترین سطح ارائه میشه و هم خدماتی مثل ایمپلنت در رشت با کیفیت عالی انجام میگیره، اینکه من هم تونسته باشم بخشی از این تجربه مثبت برای بیماران باشم، خیلی حس خوبی بهم میده.
اون هدیه کوچیک شاید مادی نبود، ولی برای من یه دنیا ارزش داشت. چون یادم انداخت چرا عاشق این شغلم و چرا هر روز با عشق میام سر کار.
یکی از مراجعهکنندههای قدیمیمون، خانمی که چند سال پیش برای اولین بار به اپکس اومده بود، امروز برای ادامه درمانش مراجعه کرد. بعد از اینکه کارش تموم شد، با لبخند اومد سراغم، ازم تشکر کرد و یه هدیه کوچیک بهم داد. چیزی که گفت بیشتر از هر چیزی دلمو شاد کرد. گفت: "من همیشه از دندانپزشکی میترسیدم، ولی همون روز اول که اومدم اپکس، تو باهام انقدر گرم و آروم صحبت کردی که ترسم ریخت... از اون روز به بعد، این کلینیک رو با تو میشناسم."
شنیدن این حرف از زبون کسی که قبلاً حتی فکر رفتن به دندونپزشکی براش استرسزا بوده، واقعاً برای من یه افتخار بود. توی کلینیکی مثل اپکس، که هم تخصص در بالاترین سطح ارائه میشه و هم خدماتی مثل ایمپلنت در رشت با کیفیت عالی انجام میگیره، اینکه من هم تونسته باشم بخشی از این تجربه مثبت برای بیماران باشم، خیلی حس خوبی بهم میده.
اون هدیه کوچیک شاید مادی نبود، ولی برای من یه دنیا ارزش داشت. چون یادم انداخت چرا عاشق این شغلم و چرا هر روز با عشق میام سر کار.